خرید بک لینک

منتشر شده در سایت مد و مه


پارودی ناخواستهی سینمای ایستوود

در تقسیمبندی که معمولاً کلینت ایستوود به عنوان فیلمسازی گاه مؤلف و گاه تکنسین میشود، «ریچارد جول» را میتوان فیلم ایستوودِ مؤلف دانست و نه ایستوودِ تکنسین؛ به ویژه به لحاظ جهان موقعیتی، داستان بالقوه حادثهای، نوع قهرمانپردازی، فاعلیت خودسرانه و حق به جانب قهرمان و نگاه عاقل اندر سفیه و مشی و رفتار برتریطلبانهی او (بیست دقیقهی ابتدایی فیلم را به یاد بیاورید) و ایضاً سیر حرکتی و موقعیتیِ او که طبق معمول، در تضاد و تقابل با کل جهان پیرامونیِ یکپارچه صفآراییشده علیه او است، «ریچارد جول» را میتوان در ادامهی نگاه و نگره و جهانبینی تألیف شدهی سینمای ایستوود دانست. اما اشتباه نکنید! چرا که سرمنشأ نقصانهای پرتعداد روایی فیلم «ریچارد جول»، دقیقاً در همین نقطه بروز میکند؛ آن هنگامی که فیلم ایستوود، داستان طبیعی خود را روایت نمیکند و از نحوهی ضدیت مطلق آدمهای پیرامون قهرمان فیلم با او و عدم اعتماد به او در یک سوم ابتدایی فیلم گرفته تا نوع زمخت متهم شدن قهرمان به بمبگذاری در پارک المپیک، جملگی با دادههای روایی پرداخت نشده، صرفاً در حد موضوع و سوژهی خام باقی مانده و بیپیشزمینه و فاقد پشتوانهای مواجهیم که با اصرار فیلمساز، به خط سیر طبیعی درام، تحمیل شدهاند؛ گویی که ایستوود میخواهد دیسکورس درونمایهایِ معمول سینمای خود را به هر نحوی که شده، به جدیدترین درام خود نیز حُقنه کند!

برچسب: نویسنده: آبتین نجفی تاريخ: سه شنبه 2 ارديبهشت 1399 ساعت: 5:44

صفحه بندی